دلتنگی های یک غریبه











{دوشنبه, ژوئن 9, 2008}   21 .

 

 

دل من حالش خوشه …اصلا بلد نيست بگيره…

اما خيلی تنگ ميشه… گاهی می ترسم بميره

 

همیشه یه چیزی هست … همیشه یه چیزی پیش میاد که حالتو بگیر درست تو لحظه هایی که فکر میکنی عجب آرامشی داری … غافل از اینکه باز هم این آرامش قبل از طوفان بوده!

 

 

پ . ن : به کدوم زبون و با چه حروفی بپرسم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پ. ن : بازم تو شرایطی قرار گرفتم که ………. هیچی ولش …. فقط کاش کسی بود  :|

 

بی ربط اختصاصی : بهت احتیاج دارم …… :|



باران گفته:

نبینم هم محلیم غمگین باشه! این تیکه رو خوب گفتی حرف دل منم بود… “همیشه یه چیزی پیش میاد که حالتو بگیر درست تو لحظه هایی که فکر میکنی عجب آرامشی داری …” اما این هم بگذرد…

___________________
تنهاترین: قربون بچه محل با مرام…
I know, This shall pass too ;)



23da گفته:

می دونی اینو همه توافق دارن که همیشه یه چیزی هست که حالتو بگیره
ولی چیزی که خیلی ها دیگه بهش اعتقاد ندارن اینه که
همیشه یه چیزی هم هست که می تونی بهش چنگ بزنی و خودتو بکشی بالا
حتی اگه شده خنده ی یه بچه ی کوچولو از توی ماشینه کناری پشت چراغ قرمز که باعث میشه از اینکه اینقدر اخمات توی همه و دود سیگارت داره میره سمت اون بچه احساس ِ بدی بهت دست بده و در حالی که سیگارتو خاموش میکنی یه لبخند هم تحویله اون کوچولو میدی و راه میافتی
———-



يك پاسخ برايش بگذاريد

و غیره