دلتنگی های یک غریبه











{پنجشنبه, ژوئن 26, 2008}   27.

 

 

 

با نذر و قسم به جان خود حرف زدم

عمری به تو با زبان خود حرف زدم

تقصیر من است ، اگر نماندی، اصلاْ

من گنده تر از دهان خود حرف زدم

:|

 

 

 

 

 



23da گفته:

ما خود نمی رویم دوان، از قفای ِکس
آن می برد که ما، به کمند ِولی اندریم
سعدی تو کیستی که در این حلقه ی کمند
چندان فتاده اند که ما، صید ِلاغریم



پاسخ دهید

و غیره