فقط برای ثبت در تاریخ فردا چهارشنبه 23 جولای 2008 یک روز بسیار مهم در زندگی و سرنوشت من خواهد بود.
روز بزرگی در پیش دارم.
پ . ن : با همه اون شوق و ذوق سابق و اون همه عجله داشتن و حرص خوردن و …. حالا که رسیده حس خاصی ندارم شاید چون دیگه تو رو ندارم ( اینو که میگم منظورم تو رو در کنارم داشتنه … چون هیچ وقت نخواستم نه مالک تو نه هیچ کس دیگه ای باشم…… فقط میخواستم کنارت باشم
) و بزرگترین دلیل اون خواستن ها و عجله داشتن ها تو بودی.. میخواستم زود تر به این روز برسم شاید زود تر به تو برسم……. ولی افسوس دست سرنوشت چیز دیگه ای رقم زده بود و این سیب زیادی چرخ خورد. تو بگو من چطور خودمو برای این روز بزرگ آماده کنم درست تو تاریخ اون آخرین دیدار … و قاط نزنم و با همه وجود خلا نداشتنتو حس نکنم………. خرابم امروز خراب خراب… ………:|
پ. ن تر : فردا او را خواهم دید … شدیدا استرس دارم…. رویارویی بعد حدودا یک سال ….. نمیدونم چه برخوردی داشته باشم…….. سخت خواهد بود … میدونم که میدونی اما نه به سختی دل کندن از تو و تو رو در کنارم نداشتن. کاش فقط بودی و نیمه پر لیوانو نشونم میدادی مثل همیشه تا این ساعتا راحت تر بگذره.
پ . ن ترون : خوب معلومه که من باز هم زیادی قاط زدم و شدیدا نروسم … واسه همینه که بازم پی نوشتام بیشتر از خود پست شدن…
سلام دوست جونم .. امیدوارم همه چی همون جوری که دوست داری پیش رفته باشه …
خیلی خیلی خوب تر از اونی که انتظارشو داشتی ..
هوووم گمونم که اولین ساعات صبحتون شروع شده خانوم! اومدم از همین کلهسحری ( :ي) براتو آرزوی بهترینها رو کنم. روز مهمت رو خوب شروع کنی و تا آخرش خوب باشی
:*