دلتنگی های یک غریبه











{چهارشنبه, فوریه 27, 2008}   میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون می مونه به جا
عجب رسمیه دنیا….
تا حالا شده خبر فوت یکی رو بشنوی با اینکه می دونی حالش خیلی بد بوده و هر لحظه منتظر شنیدن این خبر بودی ولی بازم یه جور خاصی شکه میشی و نمیتونی حتی تو اون لحظه اول اشک بریزی ولی بعد که یه نفس عمیق کشیدی اونوقت تازه میگی راحت شد
این حس که امروز با شنیدن خبر فوت یه عزیز تکرار شد را قبلا هم حدود 2 سال پیش وقتی بهترین دوستم که مدتها از سرطان رنج میبرد را از دست دادم تجربه
کرده بودم
حس خیلی بدیه خدا نصیب هیچ کس نکنه و خدا به بازمونه های همه رفته ها صبر عطا کنه
خاله نیلو دلمون برات تنگ میشه ، یعنی همین الان هم شده و نمی دونیم خوشحال باشیم که راحت شدی یا ناراحت که دیگه نداریمت….!!!!!ا
You will be missed for sure :((((((((((((((
Advertisements


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: