دلتنگی های یک غریبه











{چهارشنبه, فوریه 27, 2008}   یعنی من الان زیادی حولم دیگه
وقتی خودم برگشتم و دیدم چند تا پست دارم امروز پیش خودم گفتم ای ندید بدید…. بابا یه کم یواش……. رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.!! کجا با این عجله ؟ اینجوری که 2 روز دیگه میبری.
اینه که تصمیم گرفتم شورش رو در نیارم ، ولی آخه اونقدررررررررررررحس قشنگیه بعد سالها دوباره نوشتن فقط همینه که باعث این وفور مطلب شده
😛
و اصولا اونایی که منو میشناسن میدونن که من توجیه کردن رو دوست میدارم ….. بر منکرش لعنت
😉
Advertisements


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: