دلتنگی های یک غریبه











{دوشنبه, آوریل 7, 2008}   فرصتی دوباره
این شعر رو امروز هزار بار خوندمش ………

همیشه فرصتی دوباره هست
همیشه راهی است که آن را نیازموده ایی

همیشه حرفی هست که آن را به زبان نرانده ایی

همیشه دستی هست که آنرا با مهر نفشرده ایی

همیشه بغضی هست که نشکسته است و شاید آغوش تو جایی باشد برای شکستن این بغض

همیشه دلی هست که می تپد به شوق دیدار یار

همیشه قلبی است که شکسته است ز هجر یار

همیشه لبخندی هست که تو را می برد تا عرش

همیشه بازوانی هست استوار تر از هر کوهی

همیشه حسادتی ، نیرنگی ، فریبی ، ریخشندی است

که قلب تو را پاره پاره می کند

همیشه کسی هست که میدونی به حرفات گوش میده

همیشه کسی هست که میدونی حرفاتو می فهمه

همیشه کسی هست که سکوتتو می فهمه

……………………

اما هر چی فکر میکنم میبینم اون فرصت دیگه نیست ، هیچ فرصتی دیگه نیست ، دیگه هیچی مثل روز اولش نمیشه،هیچیو نمیشه درست کرد،اشتباهی رو که کردی گاهی دیگه کردی، راهی هم واسه درست کردنش نیست ، فقط میشه یه تجربه خوب یا بد باید ازش درس خوب بگیری!!! سعی میکنم اینو بفهمم…
اما چطوری؟

Advertisements


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: