دلتنگی های یک غریبه











{چهارشنبه, آوریل 23, 2008}   از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

اگر عاشق نيستی دنبالم نيا که گم ميشی . اما اگر عاشقی بهت گفته باشم که اين يک سفره .

حالا اگر جگر شير نداری سفر عشق نرو .

حواست هم جمع باشه که بليطت دوسره باشه . آخه عشق يک سره مايه ی دردسره .

از ديد ما مهم نيست که عاشق کی هستی يا عاشق چی هستی يا عاشق کجا هستی .

مهم اين است که عاشق باشی و عشق تو وجودت در حال پرسه زدن باشه ؛ اما مردم می گن هر چيزی برای سنی خوبه ،

ولی ما می گيم تو عاشقی تنها چيزی که مطرح نيست سن و ساله .

قديمی ها می گفتن عشق پيری گر بجنبد سر به رسوايی زند ؛

ولی ما می گيم که رسوايی يکی از پله های عشقه .

بعضی ها ميگن وقتی چشمت ديدوبه دلت نشست ديگه کار تمومه .

ولی ما اين رو هم قبول نداريم ؛ چون که ديديم کور مادر زادی رو که عاشق شده .

اين را هم بگم که خيلی شنيديم که می گن :

يارو رو ؛ عشق کورش کرده و يا از شدت عشق پژمرده شده و رنگش زرد شده و بعد هم خيلی نحيف شده .

ولی ما اين رو هم قبول نداريم ؛ چون اگر درست بود که نمی گفتن :

بيستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد…..!

Advertisements


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: