دلتنگی های یک غریبه











{جمعه, آوریل 25, 2008}   دنیای کوچیک امروز
بوی عشق و بوسه و آغوش پر مهر مادر …
از یه دنیای مجازی و یه ارتباط اون سر دنیا ….تا در آغوش کشیدن مادرت که چون تو پر از عشق و صفا بود و دیدن عکسات از نوجوونی تا حال …….. شیرینی دیدار دیروز وصف کردنی نیست !
پ.ن : از دیروز همش فکر میکنم چقدر دنیامون عوض شده ، چقدر نوع دوستی هامون فرق کرده ، نحوه ارتباط برقرار کردنمان با آدما 1 و خیلی چیزای دیگه.
اولین دوستم دختر همسایه بود … کسی که حالا بعد سالها خبر هم رو از مادرامون میگیریم …. اون روزا نمیدونم با یه شکلات شروع شد یا تقسیم یه اسباب بازی…….اما امروز اول وبلاگشو میخونی ، بعد براش کامنت میذاری ….. میاد تو فیدت ، بعد فالوش میکنی ، توییتر … فیس بوک… مسنجر ……….. و یهو میبینی از اون سر دنیا توی چند هفته انگار سالهاست میشناسیش ……….حتی بیشتر از اون دختر همسایه که دیگه بعد این همه سال نقطه مشترکی جز خاطرات کودکی باهاش نداری …. بعد وقتی مامانشو بغل میکنی حس میکنی دنیا چقدر کوچیک شده ……… تکنولوژی دوستت دارم که بهترین دوستان زندگیم رو بهم دادی
1. یاد این آهنگ نیما افتادم که : عشقا شده اینترنتی : دی
Advertisements


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: