دلتنگی های یک غریبه











{چهارشنبه, آوریل 30, 2008}   دوباره

دوباره

دوباره

دوباره

دوباره دل

دوباره دل هوا ی

دوباره دل هوا ی با تو

دوباره دل هوا ی با تو بودن کرده
…………………………..

…………………………..

دوباره دل حواس با تو بودن کرده
نگو اين دل دوری عشقتو باور کرده
دل من خسته از اين ، دست به دعا ها بردن
همه آرزو هام با رفتن تو مردن
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو را ببينه
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو را ببينه
واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا ميدم
آخه تو رنگه چشات هيبت دنيا را ديدم
توی هفت تا آسمون تو تک ستاره منی
به خدا ناز دو چشمتو را به دنيا نميدم
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو را ببينه

 

…………………

دوباره

                          دوباره

                                                               دوباره

Advertisements


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: