دلتنگی های یک غریبه











{پنجشنبه, مه 8, 2008}   خسته ام به خدا خسته ام ….!

 

 

 

خسته ام از نوشتن از عشق … از نوشتن از این همه احساس…..
خسته ام از این کلمات کودکانه …

خسته ام از دویدن برای رسیدن … برای رسیدن به هیچ …
خسته ام از این اعتیاد قلبم به تو …

از اعتیاد چشمانم به اشک …

خسته ام از این قمار دل …
خسته ام از جارو کردن خرده شیشه های دلم …

خسته ام از مداوا کردن این زخم های کهنه….
خسته ام از زیر سوال رفتن عشق …

خسته ام از دعا خوندن برای رسیدن به تو …
خسته ی خسته …

خسته ام از این همه انتظار …

خسته ام از بیاد آوردن روز های بی تو بودن.

Advertisements


مجید says:

خستگی نشونه ی خوبیه ، سعی کن از دستش ندی.
این یعنی هنوز داری زندگی می کنی و به مرحله ی » تنها-زنده-بودن » سقوط نکردی هنوز.



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: