دلتنگی های یک غریبه











{یکشنبه, ژوئن 1, 2008}   Hope For Cure

 

spring 044

 

……  یه وقتایی یه دردی هست تو سینه که نمیدونی چطوری بگیش … یه بغضی که راه گلوتو گرفته و فشار میده ، یه دردی ته ته دلت ……. اما نمیدونی از کجا شروع کنی و چطوری بگی تا کمی ازش کم بشه!

 

امروز ، روز موعود گروه خیریه ریلی فور لایف* بود. همین یه ساعت پیش از یه پیاده روی شبانه با گروه همکاران برگشتم …. ( دیشب حدود ساعت 1 بود که برگشتم )

 

مراسم توی یه دبیرستان تویکی از شهرای دور و برمون برگزار میشه ، یه زمین دو که تو محوطه چمنش پر بود از آدمای مختلف و چادر های مختلف که یا نماینده یه گروه یا شرکت بودن مثل ما یا چادرهای شخصی که افراد زده بودن تا تو بارون سیل آسای صبح خیس نشن و یه عده تو کل مدت  مراسم که یه شب و دو روز طول میکشه  در حال راه رفتن دور محوطه چمن  هستن. هر کی که بخواد به نوعی ابراز همدردی کنه با مریضای سرطانی هر سال تو این مراسم شرکت میکنه.

تو این مدتی که با 17-18 نفری از بچه های تیم شروع به فعالیت واسه جمع آوری مبالغ اهدایی کردیم و به جمع بقیه همکارا تو  کل شرکت پیوستیم و به راه های مختلف شروع کردیم پولی رو که هدف قرار داده بودیم به دست بیاریم ، علاوه بر اون حس لذت بخش کمک به همنوع ، یه جورایی هی دلم میگرفت و یاد عزیزانی که از دست داده بودم می افتادم .. یاد مادر بزرگ مهربونم ، یاد بهتریم دوست دنیا( که حضور همسرش و اومدنش به منطقه تو این روزا مزید بر علت هم شده بود در یاد آوری خاطرات ) که  تو اوج جوونی سرطان پر پرش کرد…….:( و حال و هوای خاصی داشتم.

این جایی که من زندگی میکنم ، وقتی کسی به سرطان مبتلا میشه ، صرف نظر از پیشرفت بیماریش .. یعنی چه  دکترا تشخیص بدن یه روز دیگه زنده است چه ده سال دیگه ، تحت نظارت این موسسات خیریه قرار میگیره و همه هزینه ها و امکاناتی که ممکنه فرد مبتلا به سرطان نیاز داشته باشه توسط این شرکت ارائه میشه… شرکت خیریه ای که با کمک های مالی مردمی دست به این کار ها میزنه …. بعد وقتی یادم می افته که تو اون سر دنیا ، جایی که من بهش میگم خونه ، جایی که وطن عزیز منه مریضا واسه تهیه دارو هاشون و اولین نیاز های طبیعیشون چه سختی هایی میکشن ، هیچ وقت اون صف های عریض و طویل حلال احمر یادم نمیره تازه اگه طرف خوش شانس باشه  و د اروش پیدا بشه، بد بختی های ناصر خسرو  و …. هم  که بماند … با این چیزا دلم شدیدا میگیره.

 

وقتی به محل برگزاری مراسم که یه دبیرستان بود رسیدیم و دوری توی این دبیرستان دولتی زدیم …. یاد بچه هایی افتادم که از کو چیک ترین امکانات تحصیلی محرومن …. 😐 بعد اینجا از امکانات تحصیلی و علمی و رفاهیش که بگذریم .. بخش تفریح و ورزش این دبیرستان آه از نهاد هر آدم سختی کشیده ای بلند میکرد… یه زمین دو که من به شخصه تو ایران نطیرش رو ندیده بودم که مراسم اصلی اونجا برگزار میشد ، یه زمین فوتبال و …. که به جرات میتونم بگم شهری که من توش بزرگ شدم استادیومش در برابر اینجا بچه بازی بود و بس …. یه سالن سر پوشیده که چهار تا زمین بسکتبال بود که بازم سالن سر پوشیده شهر دوره بچه گی های من یک سوم این هم نبود و این فقط از نظر مساحتیه که میگم ، دیگه امکانات و ایناش بمونه! بعد دلم میخواست هاییییی های گریه کنم که بچه های ما تو وطنمون چه حال و روزی دارن و اینا چطور؟ و اینا چقدر قدر این موقعیت ها رو میدونن و ازش استفاده میکنن و بچه های مملکت من چقدر استعداد هاشون هدر میشه 😐

 

 

شب خاصی بود…. همه پر از شور و هیاهو بودن ، یه عده چادر زده بودن ، یه عده راه میرفتن هر کی تو حال و هوای خودش بود ……. من اما … حال خاصی داشتم … دردی بود در دل ، بغضی بود در گلو ……. اما نبود کسی که بفهمه درد این دلو ……..  من تو اون لحظات به  تفاوت دنیای ما و دنیا ی اینا ، محرومیت های ما و  رفاه اینا فکر میکردم و آه  میکشیدم به خاطر ارزش انسانی که دیگه تو مملکت من بهایی نداره… پیش خودم میگفتم کاش اینا قدر همه نعمت ها رو بدونن …….. کاش…….  آدمای سرزمین منم میتونستن از حد اقل امکانات بهره ببرند……..

 

 

 

spring 057

 

 

 

پ . ن : این مراسم دیروز  صبح از ساعت 9 شروع شده و تا امشب ساعت 9 ادامه داره ، یه نوع ابراز هم دردی با قربانیان و مبتلایان به سرطان و یه پیاده روی بدون انقطاع .

 

پ. ن تر : وقتی این پست رو شروع کردم یه ساعت نشده بود که اومده بودم خونه ولی به دلایل فنی موفق به پستش نشدم …  پس فکر نکنین من الان از مراسم برگشتم : دی

باربط : یه ویدیو از فعالیت های سالانه این گروه.

Relay For Life

Advertisements


😐
نميدونم چي بگم والا

يه پيشنهاد دارم! تنظيمات وبلاگتو دست كاري كن كه مطلب كامل رو بشه از ريدر خوند. اگه بيشتر سوال داشتي ميتوني ازم بپرسي :دي
خوش باشي و خرم

___________
تنهاترین : مرسی منیره جون ، پیشنهاد شما به شورای عالی وبلاگ ارسال شد و نتیجه به صورت مکتوب اعلام خواهد شد 😀



خوشحالی و دلگرفتی توامان



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: