دلتنگی های یک غریبه











{سه‌شنبه, ژوئن 10, 2008}   گفتم غم تو دارم ….!

گفتم غم تو دارم               گفتا چشت درآيد


گفتم که ماه من شو            گفتا دلم نخواهد


گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد         گفتا هواي گرميست؟ اَه اَه! عرق درآمد


گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد                گفتا برو به سويي ؟ تا گلّ ني درآيد


گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد         گفتا که اي واي ديرشد!!داد مامان درآمد!!!


😀

Advertisements


ViVaVida says:

بسیار زیبا و بامزه بود … چقدر قالب وبلاگت باحاله .. اینو نمی گفتم می ترکیدم:دی



نگاه says:

سلام، من سعیده ام ها 🙂

_________
تنهاترین : مرسی سعیده جونم :-*



unliner says:

میشه اینجا بخندیم!؟ =))))

_____________
تنهاترین : 😀 بله چرا که نه



مرسي كه سر زدي…شعر بامزه ايي بود…بيچاره شاعرش كه الان توي گور روي ويبرس…قربون يو



iVahid says:

گفتم کزین پستت مشکوک‌ بوی بربخیزد، گفتا همان بهتر که کامنتت نیاید!

________________
تنهاترین : گفتم بابا شاعر مشکوکیم کجا بود ، گفتا فقط گفتم کلی گویی بر آید :ی
گفتم کزین کامنت بوی، بد تر آید …. گفتا دلت قوی دار کز دوست ضرر نیاید



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: