دلتنگی های یک غریبه











{شنبه, ژوئن 28, 2008}   ای خدا دلگیرم ازت

 

 

 

 

این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم می کنن

 

 

 

آره میخوام بازم غر بزنم .. این روزا همش بهانه اش جور میشه .. همش تا میام خوب باشم یه چیزی پیش میاد که خرابم کنه

میدونم همه آدما مشکل دارن ، همه درد دارن همه گرفتارن پس تو رو جون هر کی دوس دارین یا اینا رو نخونین یا اگه میخونین نیاین و نصیحت نکنین .. من خودم همه  چیزایی رو که میگین میدونم!

میدونم و درد خودمو بزرگترینش نمیدونم ولی فقط مینویسم که سبک شم

 

درد من شاید یه کم با درد آدمای د یگه فرق داشته باشه!

آخه درد من،درد بی کسی آدماست ، درد دردای بقیه است .. هر روز به یه بهونه دلم میگیره چون همه آدما و درداشون برام مهمن

امروز دردم درد توست ، تو که از بهترین دوستامی ، تو که سالهاست به اینکه نسبتی با هم داریم افتخار کردم ، تویی که همیشه از بودنت کنار دختر خالهه خوشحال بودم و خدا رو شکر کردم که تو رو به دختر خالم داد .. آره امروز دردم درد توست  ف عزیزم

و این پست برای تو ست  تویی که حتی خبر از این وبلاگ نداری و میدونم هیچ وقت نخواهی داشت که اگه داشتی حتما از این غر غرام شاکی میشدی!

همین چند دقیقه پیش خبرش رو شنیدم .. شاکی شدم از خدا اختیار اشکام رو نداشتم دلم خواست اونجا میبودم تا هر دوتون رو محکم در آغوش میکشیدم و میگفتم خدا بزرگه .. درد میده حتما درمون هم میده….. هر چند که خودمم به این اعتقادی ندارم دیگه 😐

نمیدونم چرا هر چی بهتری ، هر چی مهربون تر ، هر چی انسان تری مشکلات و درداتم بیشتره  

کی میگه خدا عادله ؟ کجای این دنیا عدل وجود داره؟ چرا خدا آرامش زندگیو از بعضی ها دریغ میکنه با همه خوبیهاشون؟  واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

یادمه مامان همیشه میگفت خدا بنده های خوبشو بیشتر امتحان میکنه

آخه بابا ما شدیم برگه امتحانی خودمون بسه دیگه

چقدر امتحان ، چقدر درد ، چقدر سختی

 

آی خدا دلگیرم اززززززززززززززززززززززززت

 

 

 

پ . ن : لطفا به هر دین و مسلکی که اعتقاد دارین برای این عزیزان من دعا کنین ممنون 😐

 

Advertisements


ندا says:

تو که از آخره مهربونی میای تنها جونم . غصه نخوری ها . همه چی درست میشه .

_______________
تنهاترین : مرسی ندای عزیزم لطف داری خیلی خانم گلم :-*



Alberto says:

در مبـحــث اظهارات فوق، نقلى به زيادت نيايد
از آنكه بتحقيق بوالفضولـى در تصميم اغيار، كس را نشايد
ليك، از رهيافـت معنوى، به اميد انظار ثانوى
نه از آنكه سخنـى ولو بـمصلحت، از مرتبت فضـل به زبان آيد
كـه بنـده را كـس به چنيـن مفاخـره و مفارقـه نستـايد!
بلكه آنچنانكه ازعقل لامقدار برآيد و من‌باب‌ مفاوضه به‌زبان آيد
كلام را به نـقـل و اشـارت عبـارتى كـوتاه بسنـده آيد؛

نيكوست چـو آدمى را از بـار فــاقه‌ى مقــام انسانيـت به تنـگ آيـد
چنيـن از زبان برآيد:

چون ملائك گوى لاعلم لنـــا تابگيـرد دست تو علّمتنـا

______________
تنهاترین : ممنونم دوست عزیز ! موفق باشید



مجید says:

خدايا پرنده ها
دعايشان
مستجاب مي شود
شاخه هاي خشك هم گاه
ميوه هايشان انتخاب مي شود
من چه كرده ام ؟
چه كرده ام بگو؟
هر چه مي پرم
سقوط مي كنم
هر چه مي كنم
خراب مي شود.



بهار says:

دعا میکنم . . .

__________
تنهاترین : ممنونم بهار عزیز



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: