دلتنگی های یک غریبه











{دوشنبه, اوت 4, 2008}   باید آخر من به این بیگانگی عادت کنم

 

 

 

این روزها از خودم کمی تا قسمتی خیلی زیاد شاکیم…… اونقدر غرق دنیای مجازی شدم که آدمای حقیقی زندگیم رو گاهی کم رنگ میبینم.

اومدم که یک نفر رو فراموش کنم اما هر چه غیر او بود فراموش شد.

 

دیگه تنها تفریحم شده وب گردی ، از تمام خوشی های کوچیک و بزرگ زندگیم یه جورایی گذشتم انگار…… اونقدر غرق این دنیا شدم که از همه چی افتادم ، میترسم این روزها تو این گیر ودار کارم رو هم از دست بدم.

 

دیروز تولد بهترین دوستم کسی که از بچه گی با هم بزرگ شدیم و رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم …. کسی که هیچ هفته ای رو بی خبر از هم به اتمام نرسونده بودیم با اینکه سال هاست دست روزگار ازهم جدامون کرده  .. دیروز تولدش بود و من حتی نتونستم یه تلفن بهش بزنم ……… ندای عزیزم بیشتر از همه دنیا شرمنده ام.

امروز تولد مامانه و من براش هیچی نفرستادم ! مجبور شدم به داداش کوچیکه اس ام اس بزنم  که زحمتشو بکشه ……..! من؟؟؟؟ من که هر سال از ماه قبل کادوم حاضر بود و طوری پستش میکردم که درست روز تولدش همراه با دسته گل سفارشیم برسه به دستش تا اینجوری ذره ای ار محبت بی دریغش رو سپاس گفته باشم تا یه لحظه لبخند، رو چهره دوست داشتنیش بشینه و من دنیا رو هدیه بگیرم امسال باید با شرمندگی به داداشی بگم لطفا پاشو برو مال* اون مغازه اونجوریه و …….. اینو بخر واسه مامان از طرف من با یه شاخه گل ………

 

نه اینکه خیلی گرفتار باشما نههههههههههههههههههه غرق شدم….. نافرم

از خودم شاکیم خیلییییییییییییییییییییی شاکی

 

ببین چه کردی با من که دیگه خودم رو هم نمیشناسم ……. غیر قابل تحمل شدم …………:|  میدونم تو تقصیری نداری من خودم از اول اشتباهی بودم

 

 

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شب گرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

 

 

 

پ. ن : فکر کنم بهتره یه مدت نباشم . خودم رو در تایم آوت* گذاشتم امروز تا با این تنبیه بتونم مثل همیشه اعتدال رو تو زندگیم برقرار کنم و بشم همون آدم سابق.

 

 

میروم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم ………

 

 

 

*  Mall

* Time out

Advertisements


pazh says:

گل گفتی… وضعیت کاملا مشابهی دارم و همین امروز عصر بود که به یک خداحافظی موقت می اندیشیدم…



tookaa says:

سلام .. خوبه تنها .. منم این کارو می کنم گاهی .. آدم ها بهانه هستن..



زهرا says:

من فکر میکنم بشه یه طوری کنترلش کرد
من قبلا اینطوری بودم اما کم کم متعادلش کردم…
الان توی وضعیتی هستم که سعی می کنم به هر دوشون برسم
هم دنیای مجازی و هم حقیقی

واقعیتش همش برای خودم نت میذاشتم که در چند روز آینده چیکار کنم و اولویت هام چیا باشن؟ بعدش سعی می کردم حتما عملیشون کنم و تا حدودی موفق شدم



ای بابا … بدون هماهنگی قبلی عمل می کنی ؟!!



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: