دلتنگی های یک غریبه











{یکشنبه, اوت 10, 2008}   هوای ِ حوصلۀ من هم تنگ است

 

 

سایه ها , روشنی های کاذبم را به جنون می بلعند

 

و من

با تمام وجود هوای ِ خاطرات را نفس می کشم تا نبودن ها را ببلعد

 

و من

سخت قلبم را میفشرم , تا بود ها را با یک آه بیرون کند

 

و آسمان

 

 

ابر های سیاه ِ درونم را جای نمیدهد

 

 

دگر بارشی حادث نیست نازنینم

 

نه در درونم , نه بیرون

 

 

 

 

در حسرت ماندم

 

 

هوای ِ حوصلۀ من هم تنگ است

 

 

و ابرهایش بی باران

 

همه چیز داد ِ خشک سالی میزنند

 

و دل

 

و دل؟؟؟

 

دگر ازو خبری ندارم

 

 

بودنت آرامش به ارمغان میاورد

 

نازنینم

 

مهربانم

 

مراقب ِ خودت باش

Advertisements


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: