دلتنگی های یک غریبه











{سه‌شنبه, اوت 12, 2008}   روزی که گذشت در راستای اطلاع رسانی مفید

 

 

امروز روز سخت و پر کاری بود در کل…. تو هفته ای که گذشت روی پروژه ای کار میکردم که تقریبا خواب شب رو ربوده بود … به هر حال دوشنبه بعد از ارایه پروژه ای که آینده  کاریم بهش ربط داشت آقای رییس بزرگ یه سری مواردی رو خواستن که بهش اضافه بشه و این شد که من یه چیزی حدود 42 ساعت بی خوابی کشیدم ، بعد 2 ساعتی چرت زدم و راهی شرکت شدم… و اینجوری شد که من امروز اصلا روشنایی روز رو ندیدم !

 

صبح ساعت 6 که رسیدم سر کار هنوز هوا روشن نشده بود و امشب که بالاخره بعد اتمام کار ساعت 9 شب از شرکت زدم بیرون همه جا تاریک بود! ولی خوب خوبیش اینه که بالاخره تموم شد!

 

از اونجایی که هیچی تو خونه نداشتم رفتم سر راه کمی تا قسمتی خرید کنم و خوب خرید کردن به خرید یه بسته(؟ باکس؟ دسته؟  فارسیشو نمیدونم جدا  ) آب هم منجر شد ….از این بطری کوچیکا… و ….

 

دیگه لازم نیست بقیه اش رو بگم که میتونین حدس بزنین بقیه اشو؟  بله…… همین بس که بگم مچ دستم در رفته  و …… الان دارم با دست چپ تایپ میکنم و تایپ این پست حدود نیم ساعت طول کشید ….ولی اگه با این درد اینو نمی نوشتم با این همه خستگی و در حال مردن بعد از این همه بی خوابی و کار ممکن بود آرزو به دل بمیرم….. خوب شاید فردا صبح بیدار نشم و بعد شما که نمیخواین من آرزو به دل بمیرم و اینا؟؟ مگه میشد شما ندونین امروز چی برمن گذشته خوب؟

 

 

 

پ . ن : معلومه که حالم اصلا خوش نیست و کلی درد دارم نه؟  : دی

 

 

پ. ن : فکر کنم دیگه مجبور باشم کم رنگ شم چند زور با این دست بسته بندی شده و اینا البته امیدوارم که درد بدن و اسختون درد ناشی از این اعتیاد اونقدی اذیت نکنه و دردش کمتر از این دست درد باشه :دی

Advertisements


vivavida says:

ای بابا … چرا خب ؟؟؟؟ ای شالله زود خوب بشه دستت .. اگه تو کمرنگ بشی می دونی که ما اکانتامونو پاک می کنیم :دی بعد فرفر بیچاره می شه … ولی حس خوبیه وقتی یه کاری که یه مدت رو دوشت سنگینی می کرده بالاخره تموم بشه .. چقد خوابیدن بعد از اتمام یه پروژه ی خسته کننده ی مهم حال می ده.
بیشتر مراقب باش و زود خوب شو. 😉



Donya says:

تنها جونم بیشتر مواظب خودت باش دختر جون.. به دستت فشار نیار و استراحت کن تا زودتر خوب شه
بووووووووووووووس



مکین says:

بـــَهع! این چه وضعشه دختر؟ با یه باکس آب آخه؟! :ي
زود خوب شو :*

_______________
تنهاترین : آخه مکین بانو اگه بدونی این یه باکس وزنش چقده و من چطوری بلندش کردم که باعث شد دستم وبال گردن شه اونوخ دیگه دو نقطه ی نمیزدی واسه من : دی بله آبچی…… مااصولا ورزشکاریم البت ولی خووب دیگه گاهی پیش میاد :ی انی ویز مچکرم نافرم .. کم رنگ شدی ها؟؟؟ ما حواسمون هس فک نکنی نیس! :-*



مکین says:

ما چاکککر شما هم هستیم !



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: