دلتنگی های یک غریبه











{شنبه, سپتامبر 6, 2008}   میدونم هرجا که باشم آسمون همین یه رنگه 1

 

مدتهاست میخواستم یه سری از مزایا و معایت بلاد کفر بنویسم و هر بار به بهانه ای عقب می افتاد

 

امشب تو این مسیر 12 ساعته و بی کاری موقتی به دلیل اینکه خان داداش داره رانندگی میکنه این فرصت و داد   تا مجموعه همه جا آسمون همین یه رنگه رو شروع کنم و به این ترتیت شما اولین قسمت از این مجموعه رو میخونین  ( بله من الان دارم با لایو رایتر درفت این پست رو در حالی که ماشین به سمت مقصد در حرکته تایپ میکنم :دی ) :

 

یکی از تفاوتای محسوس آسمون اینجا و آسمون خونه من ( ایران ) مسافرت کردن با ماشینه

 

تو یه مسیری 12 ساعته رانندگی حدودا هر 45 مایل یه سرویس اِریا * هست که شامل یه پارکینک بسیار وسیع برای ماشین های سواری و باربری به طور مجزا ، یه پمپ بنزین و یه ساختمون مرکزی که توش یه سری اغذیه فروشی و فست فود**  ، یه سری بازیهای تفریحی واسه بچه ها از ماشین هایی که سکه میندازی توشو بازی میکنی ، یه سری وندینگ ماشین *** و مهم ترین بخش سرویس بهداشتی و به قول این ور آبیا رستروم **** که این بخش دستشویی ها خودش یه پست میطلبه

 

علاوه بر این سرویس اریا ها هر 60-70 مایل یه سری رست اریا * هست که یه فضای سبز قشنگ که یه سری آلاچیق و میز و نیمکت داره و سرویس بهداشتی و توریست اینفورمیشن** که نقشه کامل منطقه  و دیدنی های اطراف و لیست بهترین رستورانها و خلاصه هر چیزی که ممکنه یه مسافر که از منطقه اطلاعی نداشته باشه و بهش احتیاج داشته باشه تو این بخش میتونه پیدا کنه به علاوه یه سری تلفن عمومی همراه با دفاتر تلفن در بخش دیگش برای کسایی که احیانا تلفن همراه ندارن گذاشته شده.

 

 

هر بار که سفر میکنم نمیتونم فکر ایران رو از ذهنم بیرون کنم یاد سفرایی که میرفتیم و استراحت گاه هایی که همیشه کنار خیابون رو چمن ها و دستشویی های صحراییش نیفتم

 

این قیاس ها گاهی اشکمو  درمیاره  و شاید برای شما خنده دار باشه  اما وقتی از خونه دوری خیلی چیزا که در واقع شاید به چشم هم نمیاد یه دردایی برات داره و یه زخمایی رو اذیت میکنه که خودتم نمی فهمی چرا  فقط میبینی که با یه سری کاش و آه و افسوس همراه شدی  و یه حس نوستالژی که تنهات نمیذاره!

 

 

و اما دستشویی ها : شاید مسخره باشه اصلا گفتن این ولی برای من همیشه این بخش سفر نوستالژی سفرای تو ایرانه و گاهی میمونم! اینجا تو سرویس بهداشتی بین راه وقتی وارد بخش بانوان میشی اول کاغذ رو کش توالت رو بر میداری ، بله حتی تو دستشویی بین راه یه سری کاغذ هست که شما میذارید رو صندلی دستشویی تا بهداشت فردیتون رو رعایت کنید و بدنتون با دستشویی تماس  حاصل نکنه ! بعد که فلش اتوماتیک دستشویی را براتون فلش کرد  میاین بیرون دستتون رو زیر ظرف صابون با چشم الکتریک میگیرن و مقداری صابون یا کف صابون بسته به کلاس سرویس اریا و منطقه اش تو دستتون ریخته میشه و بعد زیر شیر آب اتومات دستتون رو میشورین و بعد هم بسته به سلیقه اتون یا دستتون رو با خشک کن خشک میکنین یا دستمال کاغذی بر میدارید که هر دوی این سیستم ها مجهز به چشم الکتریکبن و کافیه دستتو ببری زیرشون تا شروع به کار کنه . البته لازمه بگم ممکنه جایی هم باشه که به این مجهزی نباشه ولی در تمیزی و بوی مواد ضد عفونی دادن همشون بدون شک مثل همن!

 

 

برای من همیشه این جای سواله که چند صد ساله دیگه ما ممکنه همچین سیستمی رو تو مملکت گل و بلبلمون ببینیم؟  یعنی اصلا ممکنه آیا حتی؟؟؟ یادمه وقتی ایران بودم هر بار که قصد سفر داشتیم به خصوص سفر به شیراز و اصفهان و تبریز و اینا که مسیر طولانی بود عزا میگرفتم که این همه ساعت که نمیشه دستشویی نرفت … چطوری از پس دستشویی های کثیف که مگساش از سر و کولت  بالا میرفتن و رو درو دیوارش انواع مزخرفات نوشته بودن و بوی خوششون تا فرسنگا گوش فلکو کر میکردن… باید بر بیام…  دیگه لازم نیست بیشتر توضیح بدم که بفهمین حتی دستشویی توی راه اینجا هم واسه یه غریبه دور از وطن درد داره و یاد آور خاطراته و یه آرزویی که بر جوانان عیب نیست و امید به اینکه یه

روزی پیشرفتو تو کشورش ببینه!

 

 

پ . ن : این پست فقط در جهت اطلاع رسانی مفید و آگاه سازی اذهان عمومی در ساعت 12:49 دقیقه صبح در جاده های بلاد کفر ثبت شد و فاقد هر گونه ارزش قانونی دیگری میباشد! 

 

 

   155 154021014 017

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پ .ن: اگه فکر میکنین عکسای این صفحه قابل دیدن نیست همین الان این صفحه رو ببندین : دی برای لمس بهتر موضوع

Service Area *

Fast Food **

Vending Machine ***

Restroom ****

Rest Area *

Information **

 

Advertisements


M4ndM says:

سلام عزیزم
من خیلی از این سری مطلبت خوشم میاد. منتظر بعدیش هستم
در ضمن این پست و خوشمزه کردم



vivavida says:

مساله ی مهم اینه که هر چیزی باید فرهنگش وجود داشته باشه و متاسفانه اینجا توی کشور گل و بلبل خودمون هر طرح جدیدی که بیاد جواب نمی ده چون اول باید فرهنگش بیاد بعد عملی بشه که متاسفانه اینطور نیست.

______________
تنهاترین : شاید حق با تو ویدا ولی این فرهنگو خودمون میسازیم مگه نه؟ مگه این مردم کسی جز من و توست؟ 😦



دوشیزه شین says:

منم خوشم اومد.بازم بنویس.
اما غصه ام گرفت از اینکه کشور خودمون اینطوریه :((

__________
تنهاترین : منم همیشه غصم میشه و کلی دلم میگیره ! گاهی خیلی چیزا حتی لذتی که باید داشته باشه نداره چون همیشه یه چیزی ته دلته و همیشه فکر خونه عذابت میده 😦



From Tehran, with love! says:

جانا سخن از زبان ما میگویی …

تو بعضی سفرها اشک من در میاد دیگه … حالا بگذریم از وظیفه دولت در ایجاد کردن و تامین هزینه نعمیر و نگهداری اینجور مراکز …مردممون هم باید کم کم مسئولیت پذیر بشن و بذارن اگه همچین چیزی اینجا ساخته شد یه دو هفته ای دووم بیاره حداقل … :دی



Neeku says:

توضيحات قشنگ بود ولي با يه مرور مي شد بهتر هم بشه.

وارد جزئيات بيشتري هم مي تونستي بشي؛ سطل آشغال هاي چشم الكترونيك، دستشويي ويژه معلولين و … 🙂

___________
تنهاترین : حق با شماست نیکو جان ولی خیلی وقت صرفش نکردم به خصوص که تو راه تو ماشین این پست زده شده ، بعد هم فکر کردم شاید حوصله خواننده سر بره ! ولی حق با شماست دستشویی ویژه معلولین هم جز بزرگترین ویژیگیهای سرویس های بهداشتیه! ممنون از تذکر



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: