دلتنگی های یک غریبه











{یکشنبه, سپتامبر 7, 2008}   میدونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه 2

 

یکی از چیزایی که همیشه میخواستم راجع بهش بنویسم و امروز تو راه برگشت فرصتش دست داد سیستم پرداخت عوارضی تو بزرگراه های بلاد کفره.

 

 

این جا هم مثل همه جای دنیا یه سری اتوبان داره که باید عوارضی پرداخت کنی و خوب این بخش از اتوبان درست مثل اتوبان تهران کرج یه سری کیوسک داره که 24/7 یه مسئول داره و شما یه ترمز میزنین پول عوارضی رو بسته به مسافت پیموده تو بزرگراه پرداخت میکنین

 

اما از اونجا که همیشه راحتی شهروند مهم ترین بخش شهروندی این سر دنیاست برای راحتی کار راننده و اینکه لازم نباشه شما همیشه پول همراهتون داشته باشید و یا اینکه بخواین استاپ کنین برای پرداخت پول، شرکت مسئول سرویس دهی به اتوبان ها یه امکانی رو فراهم کرده که شما یه دستگاه که یه جعبه کوچیک مغناطیسیه به قیمت 5 دلار از این شرکت میخرین و نصبش میکنین رو شیشه جلوی ماشین یا مثل من رو داشبرد ماشین و یا مثل این آقایی که امروز جلو من درایو میکرد و اصلا باعث نوشتن این پست شد 🙂  اصلا نصبش نمیکنین!

 

کار این دستگاه به این شکله که تو مسیر های مختلف بسته به دستگاهی که تو اون  عوارضی نصب شده شما باید سرعتتون رو تنظیم کنین تا دستگاه بتونه جعبه کوچیک تو ماشین شما رو اسکن کنه

 

بعضی جاها که با  لیزر کنترل میشه شما به هیچ وجه لازم نیست سرعتتون رو کم کنین و بامثلا سرعت 130 کیلومتر در ساعت هم قادر به اسکن  جعبه داخل ماشین هست اما گاها حتی مجبورید سرعتتون رو تا 40 -50 کیلومتر پایین بیارین که بازم از توقف کامل بهتره و کلی در وقت صرفه جوی میشه

 

و اما پول عوارضی ها رو بسته به میزان استفاده شما از شماره حسابی که موقع خرید دستگاه ارایه کردین برداشت میکنن

 

 

اما اون آقای بی ام دبلیو سوار جلویی که امروز باعث شد من این پست رو دوباره تو راه  و در راه برگشت از سفر بنویسم  جز اون دسته از کسایی بود که دوست ندارن این دستگاه 4-5  گرمی 5 در 5 رو هیچ جایی از ماشینشون نصب کنن ، بعد این آقای محترم سان روف ماشین رو باز کردن و دستشون رو تا جایی که میشد کرده بودن بیرون که صفحه مغناطیسی توی عوارضی بتونه دسنگاه ایشون رو اسکن کنه و من فقط مونده بودم که تو زمستون و برف و بارون ایشون از چه روشی استفاده میکنن : دی

 

پ . ن : نمیدونم واقعا یه روزی میرسه که تو جایی که من بهش میگم خونه ، تو وطن عزیز ما هم همچین سیستم هایی وجود داشته باشه ……… گاهی همین کوچیکترین روزمره ها ی زندگی اینور آب و فکر خونه بزرگترین دردا و غصه های روزها میشه اما خوب آرزو بر جوانان عیب نیست و اینا همه آرزوهای کوچیک روزمره منه !

 

 

 

 

 

پ . ن : این پست هفته پیش در راه برگشت از سفر نوشته شده بود حتی :دی

Advertisements


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: