دلتنگی های یک غریبه











{پنجشنبه, سپتامبر 11, 2008}   اي بازيگر گريه نکن ماهمه مون مثل هميم صبح ها که از خواب پاميشيم نقاب به صورت مي زنيم






مدت ها بود میخواستم یه مطلبی در مورد شهیار قنبری و اینکه چقدر برام شخصیتش عجیب بود چیزی بنویسم تا اینکه امروز فواد پیش دستی کرد و شاید
یه بهونه ای داد دستم البته !


مدتی پیش داشتیم با خاله میرفتیم خرید و طبق معمول سی دی درایو ماشینم قاط زده بود و تنها سی دی که میخوند سی دی راستین بود و بس :دی
خلاصه صحبت سر راستین بود و ترانه ها و غیره ….


من به خاله : این شهیار قنبری شعراش من نمیدونم چرا این همه طرفدار داره
مثلا تو همین سی دی واسه راستین این بخش ترانه رو گوش کنین : حتی حسادت به گربه های تو … !!!!


خاله : نه بابا گربه های تو نیست !


کیس سیدی رو میدم دستش میگم بگردین پیدا کنین


منم میرم سر همون ترک دوباره گوش بدیم


ترک میاد و راستین عزیز با وقار تمام میخونه » حتی حسادت به گربه های تو » و من و خاله غش میکنیم از خنده و خاله هم با کیس و مطابش ور میره و متن
ترانه رو پیدا میکنه و میگه بیا نوشته حتی حسادت به گریه های تو نه گربه های تو …. :دی


خلاصه که هر دو حسابی میخندیم به این سوتی عظیم راستین و کل گروه که چطوری این همه آدم کارکشته این سوتی رو قبل ضبط نگرفتن


میریسیم خونه تی وی ایرونی روشنه و دست بر قضا دارن با جناب قنبری مصاحبه میکنن


میشنیم پاش و مستفیذ میشیم از بیانات گهر بار این شاهکار خلقت و بگذریم که چیا میگه و ما چیا میشنویم


تا میرسه سر راستین و این سی دی جدید پر آوازه و اینا که ایشون با یه چند تا لقب قشنگ میگن که راستین سواد نداشته و اشتباه خونده و اصلا
تو این دوره واسه هنر ایشون ارزشی نیست و هنرمندا همه بی سواد شدن و ….. و خلاصه اصلا کل بحث یادم نیست …




فقط میمونم آدمی که اسم خودشو گذاشته هنر مند ! یه چهره مردمی یه روشنفکر یا هر چی . چطوری به خودش اجازه میده هر چی دلش میخواد راجع به هر کی بگه!


اصلا موضوع اینکه من طرفدار راستینم و اینارو میگم نیستا !! بارها شنیدم و همون روز هم مثل همیشه دیدم که ایشون به همه خواننده و هنرمندای عزیز القاب عنایت میکنن




انگار تا هر کی حق حسابشونو کم میده ایشون باید یه جوری تلافی کنن یعنی من دلیل دیگه ای برای این رفتار جز بخش مالی قضیه و مسائل بعد از فروش کاست ها و اینا پیدا نمیکنم. و من تعجبم از اینه که اصلا این آدما به فرض اصلا هم مشهور نباشن هیچی هم حالیشون نباشه .پس شعور اجتماعی ما چی؟ ادب چی؟؟ نزاکت چی؟؟ اینا یه عده آدم هستن؟؟ باید براشون ارزش قایل باشیم یا نه؟




نمیشه از هر کی خوشمون نیومد هر چی خواستیم بارش کنیم که اونم وقتی خودمون ادعای هنرمند بودن داریم…












حکایت جناب آقای علی دایی و الفاظ و کلمات ایشونه……. بگذریم که تو سیاست دخالت نکنم بهتره












پ. ن : خوب منم آدمم گاهی حرصم میگیره از این همه غرور آدما ، از کم توجهیشون و از چیزی که من اسمشو میذارم جسارتا جهالت و نادونی واقعا آدما چند تا شخصیت دارن؟؟ و چند تانقاب به چهره !










Advertisements


ای بابا ! چقدر ملت غر می زنن ! بعد اسم دیگران رو می ذارن غر غرو !
از طرف غرغرویه اعظم !



Vala man nemidunam chi begam ama 1000ta merci bara oon hame comment ke roo aksam mizari, vaghean mamnunan, nazare lotfete hehe



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: