دلتنگی های یک غریبه











{چهارشنبه, اکتبر 8, 2008}   حالا تو برزخ بد بینی اسیریم .. نمیتونیم ریشه مونو پس بگیریم

دلم گرفته رفیق

 

دلم گرفته از عالم  و آدم  ! از دنیا و روزگاره و هرچه دروست

دلم گرفته از خودم ، از تو ، از او از همه  کس و همه چیز

 

دلم گرفته از دنیایی که توش صداقت بی بها شده ، محبت بی ارزش شده ، آدما برای هم و شخصیت هم ارزشی قایل نیستن ، ارزشا ضد ارزش شده  ، دلم گرفته از دنیایی که دیگه کسی برای دوستی ارزشی قایل نیست . دلم گرفته از بی اعتمادی ها و بی وفایی ها .

 

دلم گرفته ازین که آدما و درداشون با هم غریبه ان ، از اینکه برای خواست خودمون از رو خودخواهی و گاهی حسادت به راحتی همدیگرو زیر سوال میبریم ، تمسخر میکنیم ، خورد میکنیم رو سر هم پا میذاریم که خودمونو بالا بکشیم

 

شاید اینارو تو دنیای حقیقی درک کنم ولی تو دنیای مجازی سخته درکش

 

دلم از دنیای مجازی و حقیقی هر دو گرفته رفیق

 

چرا اینجاییم ؟ چرا مینویسیم؟ برای کی مینویسیم؟ کدوممون چیزی عایدمون میشه از نوشته هامون؟  پس اینجاییم چون میخواییم باشیم ولی به چه قیمتی؟ چرا ارزشها رو ضد ارزش میکنیم؟  چرا برای فرار از روزمرگی همدیگرو زیر سوال میبریم ، تمسخر میکنیم از اعتماد هم سواستفاده میکنیم میرنجونیم و .. و.. و…   چرا این همه مهمه که چقدر بازدید کننده داریم و کیا بازدید کننده هامونن؟ و برای ازدیاد این همه آمار وارقام  خیلی چیزا رو زیر پا میذاریم؟ به کدوممون مدال و جایزه دادن به خاطر خزعبلاتمون؟؟( جسارت به کسی نشه خودم رو عرض میکنم )  اگه واقعا جایزه ای هست بگید من هم برم تو ماراتون وبلاگ نویسی  شرکت کنم خوب !

 

چرا آدما و حساشون بی ارزش شدن برامون !

چرا هر روز دلخوری و حرف و بحث و جدل داریم

چرا همدیگرو میرنجونیم خواسته یا نا خواسته

مگه تو این دنیای واقعی لا مصب کم درد  داریم

چرا این روزا با هر کی حرف میزنم گله داره ، غصه داره ،

که جایی که یه روزی تسکین درداش بوده شده مایه عذابش

ما داریم چه میکنیم با روح و تفکر همدیگه

 

من اگه اینجام خواستم که باشم که کنار توی نوعی باشم که کنار اوی نوعی  باشم   ، که دست به دست هم بسازیم دنیایی رو که ارزش هاش ازبین رفته که هر روز به خودم بگم که کجام و چرا اینجام

 

دلگیرم رفیق دلگیرم از خودم از تو و از او که هر روز باعث میشیم یکی دیگه از جمعمون بره ! یکی دیگه برنحه ، یکی دیگه گلایه کنه ! یکی دیگه اونقدر برنجه  که بگه دلش میخواد از این دنیا هم خودشو حذف کنه و بره تو گوشه عزلتش بشینه و فقط بخونه  اما اگه نمیره دلایل خودشو داره !

 

ما که دنیای واقعیمون رو خودمون نساختیم

چرا اینجاروکه میتونیم نسازیم؟

 

 

اونقدر دلگیرم که دلم میخواد دیگه هرگز ننویسم ! دیگه نباشم اما میدونم نمیخوام خودمو از اینجا حذف کنم که نه جراتش رو دارم و تحملش رو که اگه میتونستم خودم رو اول  از دنیای واقعی حذف میکردم.

 

اما دلگیرم رفیق ، گلایه دارم ، درد دارم  دردیست در سینه درمان کجاست؟

 

برای هم مهم باشیم ، برای هم ارزش قایل شیم ، اگه درمون نیستیم زخم نزینم ، نمک رو زخم نپاشیم به خدا نمیخوام سخنرانی کنم اینجا ولی فقط یاد خوبه که میمونه از همه !

حساب حرفا و کارامونو داشته باشیم که دلی رو نشکونیم که دل شکستن هنر نیست .

 

 

خط میشکم رو دیوار همیشه روزی یک بار

تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار !

 

 

پ .ن :این پست نه مخاطب خاص داره  نه قصدم جسارت به کسی بوده و هست ! و نه حتی موضوعی تازست فقط دردی بود مدت ها نشسته رو سینه ! بغضی که تو گلو گیر کرده بود و جز با نوشتن تمومی نداشت انگار . درد دل تنهایی های یک غریب بود و بس .  تلنگری به خودم که قدر لحظاتمو بدونم و بهترین استفاده رو ببرم از با هم بودن ها  و دوستی ها تا فردا افسوس نخورم

 

با ربط : امروز با بهانه دلم تنگ است

Advertisements


Ghobious says:

یاد نگرفتیم که میشه دوست بود! اینجا رو هم مثل دنیای واقعی پر کردیم از کدورت، ناراحتی، شکستن دل همیدگه!!! ما همون آدماییم… همونا که داریم توی دنیای واقعی زندگی میکنیم، برای همین همون روحیه و چیزی که بودیم رو آوردیم اینجا! اولاش همه چی تازگی داشت و خوب بود، ولی خودمون رو نشون دادیم … اینجا هم شد یه چیزی بدتر از دنیایی که توش هستیم … خیلی میفهممت، خیلی!!!



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: