دلتنگی های یک غریبه











{سه‌شنبه, اکتبر 14, 2008}   Body Of Lies

 

 

این پست با احترام تمام تقدیم میشه به دکتر مجیدی عزیز پدر خوانده گرامی خوب من بهشون قول دادم که این فیلم رو قبل ایشون ببینم و رفتم و دیدم فقط همین 🙂

 

 

از دیروز که این پستو خوندم و فهمیدم که بادی آو لایز رو اکرانه دیگه احدی نموند که تماس نگیرم برای همراهی و دیدن این فیلم که میدونستم جز سلایق من نیست احتمالا ولی فیلمیه که معتقدم باید دید.

وقتی هر کی یه بهانه ای آورد و یکی گفت 4 شنبه بریم یکی گفت تا ویکند صبر کن و … تصمیم گرفتم خودم تنهایی بعد کار برم و کار و یه سره کنم.  از اونجایی که خاله جان هم امر کرده بودن سر راه برم سهمیه آش رشته ام رو بگیرم به دختر خاله گفتم میای بریم سینما فیلم گلشیفته رو اکرانه و اول گفت باشه و بعد کلی عذر و بهانه  منم کلی غر غر که پیر شدی رفت و حتی یه سینما هم نمیایی و …

 

خلاصه که رفتم سینمای نزدیک خونه خاله که محله سابق خودم هم بود ، ماشین و پارک کردم تو تاون سنتر و به سمت سینما راه افتادم یه ربی وقت داشتم و هی چشم گردوندم بلکه کسی از هم محلی های سابق رو ببینم ولی فایده نداشت. تنهایی سینما رفتن رو دوست ندارم ولی خوب دیگه … وقتی اسم فیلمو نبرده خانم فروشنده گفت ده دلار میشه وقتی کارتمو  میذاشتم تو پنجره متوجه شدم که قیمت سینما اینجا با  استانبول یکیه  ( بی ربط :دی  دیروز با دوست عزیزی ساکن ترکیه صحبت قیمت سینما شده بود و اگه اینجارو میخوند حتما یه سلام دو نقطه دی براش مینوشتم :دی)  و یادم نبود آخرین بار کی تنهایی اومدم سینما که قیمت بلیط ها حتی یادم نیست .  فکر کنم آخرین بار یه حرکت متحولانه دیگه برای دیدن باد بادک باز انجام دادم و شبی وسط هفته به تنهایی تو سینما اشک ریختم

 

بلیطو گرفتم ، خانم کنترل چی شماره سالنو بهم گفت ، رفتم یه پاکت پاپ کرن گرفتم و از پله ها بالا رفتم …

سینمای اینجا یه کمی با مملکت ما فرق داره ، هر سینما بسته به سایزش یه سری سالن داره . مثلا سینمایی که من امشب رفتم 12 تا سالن داره ، دم در ورودی بلیطتتون رو چک میکنن و شما میتونین ساعت ها توی این محوطه بچرخین و اگه مثل بعضی از دوستان ایرانی بیکار باشید چندین فیلم رو با یه بلیط ببینین ! یعنی هیچ بازرسی وجود نداره چون آدما نه وقت دارن نه کلشون برای تقلب کار میکنه که بخوان یه بلیط بخرن و مثلا 2 یا 3 تا فیلم رو ببینن.

 

خلاصه که رفتم و وارد سالن شدم چند نفری نشسته بودن و خوب اولین روز هفته ساعت 6 و نیم عصر انتظار دیگه ای هم نداشتم ولی وقتی دیگه تبلیغات قبل فیلم رو به اتمام بود حدودا 50 نفری رو تو سالن دیدم اونم برای یه فیلم غیر کمیک پیش خودم گفتم نه یا این فیلم ارزششو داره یا تبلیغات خوبی براش شده که ملت آمریکایی اول هفته این موقع این همه تو سینمان. یادمه آخرین باری که وسط هفته رفتم سینما برای یه فیلم جدی و دراما حدودا 5 نفر تو سالن بودیم.

قبل شروع فیلم جای همتون به خصوص دکتر مجیدی رو خالی کردم که مجبورین با اینترنت های زغالیتون فیلم گرفته شده از روی پرده سینما رو با هزار زحمت دانلود کنین  و کلی دلم سوخت .

اما جدی قبل شروع فیلم و با توجه به خبرای جدید و این دیدار ها و … داشتم فکر میکردم اگه مثلا با همه بر و بچه های فرند فید میومدیم دیدن این فیلم چه مزه ای داشت فکرشو کن وقتی اولین صحنه ای که از گلشیفته نشون میده یهو همه مثل قدیمای سینما لاله زار دست و سوت بزنن و هورا بکشن :دی  1

 

تو همین فکرای مسخره بودم که فیلم شروع شد و من لحظه شماری میکردم برای دیدن گلشیفته که شاید به زور 20 دقیقه تو کل فیلم 2 ساعت و اندی بازی کرده.

اولین صحنه ای که تصویر گلشیفته رو پرده سینما دیده شد بی اخیتار اشکام سرازیر شد هر چند موضوع فیلم هیچ چیز خاصی نبود تو اون لحظه اما حس من خاص بود  .

 

با دیدن چهره معصوم ، زیبا و دوست داشتنیش همه وجودم بغض شد دلم خواست بلند شم و فریاد بزنم اون ایرانیه ! این دختر گل چهره از خونه من اومده ، اون از مملکته منه ، مملکتی که ازش فرار کرده ، مملکتی که به خاطر بازی تو فیلمی که فقط 4 صحنه کوتاه درش حضور داره ، حضوری مثل بقیه فیلمهاش ، با حجابی مثل همون ها ، مثل سنتوری و امثالش و شاید با بازی کمی ضعیف تر حتی از نظر من شاید تا پای ممنوع الچهرگی رفت ! ( بالاخره ممنوع الچهره شد یا نه؟ ) مملکتی که امروز با رفتار حکیمانه اش گلشیفته رو یه مهاجر کرد تا برای همیشه دلتنگ خونه باشه ، تا گم بشه تو باغ غربت تا دیگه ریشه ای نداشته باشه تا دیگه هویتی نداشته باشه تا دیگه نتونه با افتخار به عنوان یه ایرانی موفقیت های جهانی کسب کنه  و امروز باید ذهنش درگیر این باشه که این مملکت منه که منو نخواسته .. که منو رونده از خودش ، که امروز حتی به لباس پوشیدنم هم گیر میده  … دلم خواست بهش بگم گلشیفته مهاجر… قفس تموم دنیا … گم نشو تو باغ غربت که اینجا من و تو هرچی باشیم ریشه ای نداریم ، که هویتی نداریم ، که …… که ………… که

 

بقیه فیلم رو غرق تو افکارم دیدم ، فیلم تموم شد اما بغض من تمومی نداشت . دلم گرفت از دنیایی که توشیم و آدما حتی حق آدم بودن ندارن

 

 

شدیدا با ربط : من جو گیر نشدم تو یه شب 2 تا پست ها !!! خوب وقتی یه مهمون عزیز داری بعد خودتم کلی حرف تو دلته اینجوری میشه که در عرض 2 ساعت 2 تا پست میزنی دیگه :دی

با ربط تر : من نه قصد داشتم فیلمو نقد کنم نه داستانشو بگم نه ایراد از کار  و هنر کسی بگیرم نه هیچ چیز دیگه ! فقط روزمره ای بود برای ثبت در تاریخ و اینکه بگم من فیلمو تو سینما و زودتر از خیلی ها دیدم :دی  اسمایلی بدجنسی در حد المپیک حتی :دی

بازم شاید کمی با ربط : اگه نمیتونین فیلمو ببینین تریلرشو از اینجا ببینین هم بسه انگار کل فیلمو دیدین :دی

 

 

 

پ . ن بی ربط: با تقدیم این پست به دکتر مجیدی عزیز هیچ قصد خاصی نداشته و ندارم و همین جا حمایت همه جانبه خود رو از مافیا اعلام میدارم :دی 

پ. ن بی ربط تر: متن کامل فیلم با توضیحات کامل برای کل اعضای مافیا ارسال شد 🙂

 

1.  مامان تعریف میکرد که اون اوایل ِ سینما وقتی تصویر هنر پیشه اصلی میومد  همه دست میزدن سوت میزدن هورا میکشیدن و خلاصه کلی شلوغ میکردن :دی

Advertisements


amirsemsari says:

جالب و زيبا بود
غريب قربت دلم شدم



vivavida says:

ایول خوش به حالت رفتی سینما فیلم دیدی … البته من اگه بودم اعتراف می کنم شاید نمی رفتم… منم فقط کنجکاوم بازی گلشیفته رو ببینم تو این فیلم اما اصلا نمی دونم جریانات فیلم چی چیه …



جواد says:

سلام !
تمام متن رو با دقت خوندم .
انگار اونجا توی سینما بودم .
اولین صحنه ی بازی گلشیفته منم اینجا موهای تنم سیخ شد .
اینجا ما آواز گنجشکهای مجیدی رو می بینیم .
شمام اونجا گلی رو ببین . پولدار مههههتاد



fati says:

خوش به حالت كه رفتي و فيلم رو ديدي…و لايك واسه تخيلات زيبات



tookaa says:

مرسی تنهاترین جونم… شاید یه تنهای دیگه هم اضاففه شد …تنهاترین گلشیفته !



جواد says:

چشم خوردی شما !
از من !
با خودم گفتم یکی دیگه هم پیداشد هر روز بروز باشه .
آمدم خبری نبود .



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

et cetera
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: